+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
واقعا من موندم اینجا حیرون
ینی از اون موقعیتاست که من چیزی جز گریه ندارم
بعضی وقتها به یه جایی میرسی که با خودت میشینی یه لبخند کوچولو میزنی و میگی: چی فکر میکردم چی شد!!!
کلا یه وضعی شده ها!!!
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
بعضــی اشــکهــــا هستند بــــی دلیل، بـــی بهانــــه یـــک دفعـــه ای نصفــــــــــــ شبـــی عــجیب، آدم را آرام مـیکنند .
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بود زنگ خورد پيرمرد به زحمت تلفن ... را با دستهاى لرزان از جيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد نتوانست اسم تماس گيرنده را بخواند رو به من كرد و گفت، ببخشيد، چه نوشته؟ گفتم نوشته، "همه چيزم" پيرمرد: الو، سلام عزيزم...يهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زيبا و قديمى به من گفت، همسرم است
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
وقتی کسی به شما میگه احساس بدبختی میکنه ، به آرامی دستش رو بگیرید ، بغلش کنید و بهش بگید : " ای بابا ، حالا کجاشو دیدی .
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
گاهی وقت ها سکوت همان دروغ است..! ... فقط شيك تر...
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
مــــاه را بیشــــتر از همه دوست می داشتی و حالا ماه هر شب تـــو را به یاد مـــن می آورد می خواهم فراموشت کنم اما این مــــاه با هیچ دســـتمالی از پنجــــره پــاک نمی شـــود!!...
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
+
تاريخ ساعت نويسنده صدا
|
|